حمد الله مستوفى قزوينى

336

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى )

10 در او جنگ كردند تا بيست روز * ز بهر بزرگى زِ هم رزمتوز سرانجام ضحّاك شد كُشته خوار * بزرگانِ ديگر شدند تارومار سوى حمصيان برد نعمان سپاه * ز نعمان « 1 » شدند حمصيان رزمخواه از او نيز شد منهزم پوى پو * به مرزى دگر اندر آورد رو زفر شد به قرقيسيا « 2 » ز آن نبرد * بدان مُلك با ويژگان راى كرد 15 به هرگوشه‌اى شد اميرى دگر * به فرمان درآورد انجام سر دگر كس هواى خلافش نكرد * همه شام شد صافيش زين نبرد سوى مصر از شام لشكر كشيد * همى خواست بدخواه را سر بُريد سپهدار مصرى كز ابن زبير * در او بود ، از جنگِ او بود سير برفت و مَر آن ملك با وى گذاشت * در آن شهر مروان عَلَم برفراشت 20 به جنگى مسخّر شدش مصر و شام * سوى شام پيچيد از آنجا زمام اميرى لشكر به عمّزاده داد * لقب عمرو و بود از سعيدش « 3 » نژاد بر او بردى آن پادشاهى به پا * كه نامى بُد و گُرد و پاكيزه را رزم مروانيان با عبد اللّه زبير و هزيمتشان گزين كرد پس لشكرى همچو شير * فرستاد بر جنگ ابن زبير سوى مكّه رفتند جنگى سپاه * زُبيرى از آن‌روى شد رزمخواه 25 ز شهر مدينه مدد خواست مرد * بشد جابر عوف « 4 » و جمعى چو گَرد بسى جنگ كردند و بر شاميان * از آن لشكرِ گشن آمد زيان سپهدار شامى تبه گشت خوار * سپه گشت در رزمگه تارومار يكايك از اين جنگ بىپا و پَر * به نزديك مروان نهادند سر زبيرى از اين كار شد سرفراز * به فرمان او شد عراق و حجاز 30 از آن‌روى تا طايف و تا يمن * به فرمان درآورد آن رزمزن

--> ( 1 ) ( ب 12 ) . : نعمان بن بشير انصارى . ( 2 ) ( ب 14 ) . در اصل : زفر شذ ؟ ؟ ؟ . : زفر بن حارث الكلابى . ( 3 ) ( ب 21 ) . در اصل : بود از سيدش . : عمرو بن سعيد بن عاص . ( 4 ) ( ب 25 ) . جابر بن اسود بن عوف زهرى .